تبلیغات
♥من و زندگی من♥ - :|
سلام...
خب خب...
من کلا همه تولدا رو از دست دادم

ولی به همشون تبریک گفتما
اینجا چیزی نگفتم

فقط یکی مونده، اونم زیاد مهم نیس
زیاد که نع، اصن مهم نیس
حالا تولدش بیاد...

عاغا بالاخره امروز کتابا رسید دستمون...
ینی رسما نابودمون کردنا
مامانم امروز کلی بهم خندید
میگفت مائده دیوونه شدی کاملا

خب شوما قضاوت کنین
فقط کتابامو گرفته بودم دستم
قربون صدقشون میرفتم

بوشون میکردم
این شعر پویا بیاتی هس...
بو میکشم عشقووووووووووو
اونم براشون میخوندم

خو مگه چیه خو؟؟؟
دیوونم عایا؟؟

خو ینی میخاین بگین شماها
بوی کاغذ نو رو دوس ندارین؟؟
انکار نکنین عاغا
همه دوس دارن

حالا بیخیال اینا
من به یه پیشرفت بزرگ دست پیدا کردم
(^_^)

آخرای سال تحصیلی
که امتحان عربی داشتیم
کتاب عربیمو میگرفتم دستم
میخاستم لغت بخونم مثلا
کلا نصف لغاتو بلد نبودم
هیچ وقتم یاد نگرفتم...

ولی دیشب...
باورتون نمیشه
دیشب برا اینکه خابم ببره
گفتم یکم عربی بخونم
که کسل کننده ترین و خاب آور ترین کاره
(حالا بگذریم از اینکه کلا خابم نبرد
:| )
لغتا رو که نیگا کردم
باورتون نمیشه که...
خیلی پیشرفت خوبی بود
من موفق شده بودم

موفق شده بودم همشونو فراموش کنم...

ینی دریغ از یه کلمه که کلا به گوشم آشنا بیاد
ینی پشمک بیشتر از من عربی حالیشه...

اصن دو سه وضیا

اینم از زندگی ما...

کلییییییییییییییی هیجان دارم
مامانم بهم میگه عین اول دبستانیا شدی
انگار بار اولته میخای بری مدرسه
خو دلم تنگ شده عاخه...
خب دیه
من برم دنبال کارو زندگیم...

فلن خدافظتون

+پ.ن: بچه های بلاگفا، وباتون باز نمیشه
ببخشید اگه سر نزدم
فردا میام اگه باز بشه وباتون...


تاریخ : شنبه 22 شهریور 1393 | ساعت 22 و 07 دقیقه و 17 ثانیه | نویسنده : maedeh | نظرات


  • paper | خرید رپرتاژ آگهی | buy backlink
  • ورزش | فال تاروت پنج کارتی